دلم دیوانه بودن با تو را میخواست
پیش از گشودن چشمهایمصدای تو را می خواهمهم لحظه فرود نوازش.
نوشته شده در نهم شهریور ۱۴۰۴ساعت   توسط حمید اسدی
|
زندگی من آن قدر خالیست که کلمات در آن بزرگترین اتفاق هستند.
فراموش خانه..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
دلم دیوانه بودن با تو را میخواست
دوباره پاییزو برگ هایی که بی دلیل می افتندسیگار هایی که بی دلیل رها می شونددوباره پاییزاما این بار دورتردور تر از همه ی فاصله هاو پیوند هادوباره پاییزاما این بار دلتنگ تردلتنگ تر از همه ی برگ ها و باد هاباد هایی که بی دلیل می وزنددوباره پاییزاما این بار غمگین ترغمگین تر از همه ابرهاابر هایی که گاهی می روندو گاهی می مانند و می بارند.
نوشته شده در پانزدهم مهر ۱۴۰۴ساعت   توسط حمید اسدی
|
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن.. .
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
در سکوت نشسته ام از پنجره ای که باز مانده بوی باران می آید غروب جمعه اردیبهشت.. .
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
شاید، باران باز کند این دریچه ی دلتنگی را .
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
خانه ي من ، اينجاست خانه ي كوچك من..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
ساده به دیدارم بیا و درخت پرتقال را به یادم بیاور دلتنگ پاييزم .
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
لابلاي
آخرين روزهاي پاييزي..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
چتر
نمي خواهد اين هوا
تو را مي خواهد
..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
من فراموش شده ام
در تصویرهای پیاپی این روزها
در خاطره نزدیک یک روز دور
در تاریکی محض غروب این اتاق
...
من،فراموش شده ام..
.
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
هنوز
برگ های بجای مانده از پاییز
پیش رویم می افتند
ای کاش پاییز
برای همیشه
می ماند
و تو جاودانه می شدی..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
ده سال گذشت
.
.
شایدم بیشتر..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری
نیستی و
.
.
.
دلتنگتم..
برچسب:
نویسنده: پویان نصیری